تبليغاتX
ܓܨܓܨاخرین دلدادهܓܨܓܨ

+ نوشته شده در ساعت 10:33 توسط مجتبی |


 

از دوردست ها  

با تو اين منم و با تو سرشارم از هرچه زيبايست

پناهم باش تا سنگينی غربت

از شانه هايم فرو ريزد و ملال تنهايي از چشم هايم              

من از دور دست ها آمده ام

از مزارع گندم  

از کُرت های جاليز

از سرزمينی که آسمانش تنها دو پيراهن دارد

روزها آبی می پوشد

و شبها پيراهنی بلند که تاب می خورد در رقص هزار و يک ستاره روشن

من از دور دست ها آمده ام

از کوچه های کودکی

از شهر رنگين قصه های پدر در شب های کشدار زمستان

و از چشمان هستی بخش مادرم

که تمام مهربانيش را در نگاهش به من بخشيد

باورم کن که شعر در من طغيان يگانگيست و حماسه دوست داشتن

من ديگر گونه دوست ميدارم و ديگر گونه يگانه ام

مرا تنها می توان با من سنجيد و تو را تنها با تو

که سالهاست در جستجويت بوده ام

تو را يافتم و نهايت دوست داشتن را در تو تجربه کردم

زمانيکه چشمانت را فهميدم  

    عِشق مُتولِد شُد

 

 

و دلم ترک برداشت

با تو آبی ميبينم تمام بينايي ام را

چشمانت شکوه شکيبايي،گيسوانت ادامه باران ها ، دلت ترانه درياهاست

زمزمه سر انگشتان باد در خواب خوش گيسوانت

زيبايي شاعرانه ايست که دلم را به بازی ميگيرد

و نجابت کلامت آنچنان که هر کلام ديگر را بی رنگ مي کند

در چشم انداز هر کجای طبيعت تو را می بينم

در چشمه ، در دريا ، در گل ، در درخت ، در دره ، در دشت ، در کوه

با اين همه هنوز در تو حيرانم که تمامی عشقی در يک وجود

و تمامی آرزويي در يک لباس

 

+ نوشته شده در ساعت 10:0 توسط مجتبی |


بی تو زندگی زیبا نیست

 

بی تو زنده ماندن همانند روز بدون خورشید وشب بدون مهتاب است

 

بی تو دنیا تیره و تار است

 

بی تو من هیچ ندارم

 

بی تو پوچم

 

بی تو تنهای تنهایم

 

نمی دانی تا چه حد با توبودن را آرزو می کنم

 

افسوس .......

 

افسوس تو با واژه ی شیرین دوست داشتن آشنا نیستی 

                   

تو معنی عشق را

 

لا اقل برای من نمی دانی

 

 می دانم افسوس 

 

تو عاشق دیگری هستی آه

 

 و من اما همچنان در انتظارم...

 

در انتظارم روز دوباره ورق بخورد

 

 شب بیایید سبکبال تا  ....

 

خود را در رویایی که ....

 

 هیچ وقت به آن نخواهم رسید غرق کنم

 

 بی تو زندگی  زیبا نیست....

               

 

+ نوشته شده در ساعت 21:37 توسط مجتبی |


دیدی حدیث عشق و جنونت فسانه بود

دیدی عاشقانه هایت فقط یک ترانه بود

دیدی عشق پاک من برایت بهانه بود

و کلام نگاهم برایت چه بیگانه بود

 

+ نوشته شده در ساعت 21:37 توسط مجتبی |


روی من شرط نبند ، جای تکخال قمار                                       

 

               جای یک اسب سیاه ، پای میدان شکار

 

 بر سرم عشق نپاش ، مثل باران تگرگ                                        

 

                   مثل یک شوخی تلخ ، بین مهمانی مرگ

 

پشت من راه نیا ، همچو یک عاشق ناب                                       

 

                       باورت را نفرست ، رو به من رو به سراب

 

هستی ات را نفروش ، به پریشانی من                                         

 

                   بخت پرواز نبین ، روی پیشانی من

 

 بیش از این لاف نباف  پشت این نغمه ی سرد                                 

 

                                    روی من تاس نریز ، جای یک تخته نرد  

 

 

+ نوشته شده در ساعت 21:34 توسط مجتبی |


دلتنگم.................

 

 من هنو ز هم دلتنگم وتنها میراث دلتنگیم همین اشکهایی است که به آرامی به

سمت پایین سرازیر می شود می خواهم تمام دلتنگیهای دنیا را بردارم و در جایی

 نا کجا مدفون کنم !دنیایی که پست تر از آن را ندیده ام ! دنیایی که وقتی می خواهی

به جایی رهسپار شوی قله مقصد توست اما به دره بر می خوری! دنیایی که هرچه

در آن بسوزی هیچ کس نمی فهمد! تنها ردپایی که از تو برجای می ماند خاکستری

 است که در تنهایی ات به هوا می رود و انگار نه انگار.................

آخر یک روز این دنیا را ترک می کنم اینها همه مقدمه ی رفتن است تمام زندگیم در این

دنیا خلاصه شده بااین سطرهای ناتمام وعاشقانه هایی کوچک که بابودنشان عالمی را

افسون می کنندوقت رفتن است می روم به دنیای خودم می روم به  آخر خط می روم

تا آخر خط  رابیابم می روم به دنیای پرهیایویی که در ذهن  آرزویش را دارم دنیایی که

 دلتنگی  را می فهمند دوست داشتن را می فهمند! حتی سکوت را معنا می کنند

دنیایی که دوستی ها واقعی عشق ها الهی و قلبها پرامید است می روم رها از

همه ناباوریهارها از صورتک های دروغین رها از تاریکی می روم تا به دنیایم برسم

 می روم تا به دنیای دوست داشتنیم برسم این دنیا در د ستان من است بسیار کوچک

 و ناچیزمی روم تا وسعت پروا ز رابیابم می روم به دنیای یکرنگیها و این دنیای یخی را

رها می کنم ..............

می روم تا به همیشه تا ابد..................

 

           خداحافظ

 

+ نوشته شده در ساعت 21:33 توسط مجتبی |


قصه تو،قصه من،قصه تگرگو شبنم


قصه برف وشراره،قصه دشنه ومرحم


قصه من،قصه تو،قصه تلخ دوباره


قصه پلنگ عاشق،قصه صيد ستاره


منو بشناسون دوباره به منوآينه و ديدار


منو تازه کن به بوسه منودست گريه نسپار


يه ترانه ازتو دورو يه ترانه به تونزديک


پيش تو گم ميشم از تواي غزل باره تاريک


خسته و دليگرم از من درو باز کن به ستاره


يه نفس نوازشم کن بزار از شب گل بباره


چيزي تا گريه نمونده پربغض همه حرفام


منو با يه بوسه بشکن که سکوت همه دنيام.

+ نوشته شده در ساعت 21:26 توسط مجتبی |


 

گريه کردم تابگي اين همون عاشقترينه


نگات نکردم تابگي اون عاشقه,عشقم همينه


هنوزبه خواب من مياي يعني نگاهت خاطرم هست


ببين چه ساده باختمت ببين چه ساده رفتي ازدست


واي که دوباره ديدنت آتيش به جونم ميزنه


چشم توچشمهاي تودوختن تموم روياي منه


يادته زيربارون لحظه هاي ديدني بود


چهره بچگي هامون حرفاي شنيدني بود


هنوزم وقتي که بارون ميزنه ياد تو هستم


بيا دستمو بگير بيا ببين خيلي خستم


واي که دوباره ديدنت آتيش به جونم ميزنه


چشم توچشمهاي تودوختن تموم روياي منه


يه لحظه ساکت شو با صداي من


صداي قلبمه که تورو ميخواد


اينجا آخر خط نيست غش نکن دوباره


يه لحظه بشين تو دلم باهات حرف داره


آره باهات حرف داره ميخواد بگه دوستت داره


هر چند دل تو حرفاشو باور نداره


گريه کردم ولي تو نفهميدي


شکوه کردم ولي تو خنديدي


من ميخوام تو تنها نشي


اسير هميشگي اين غم ها نشي


هنوزم وقتي که بارون ميزنه بياد تو هستم


بيا دستمو بگير بيا ببين خيلي خستم .

+ نوشته شده در ساعت 21:26 توسط مجتبی |


 

تنهاترين عاشق منم که غم نشسته روتنم


تواين دياربي کسيم ازتو دارم حرف ميزنم


ستاره اميد من تويي فقط توآسمون


عشقي بجز توندارم نگوبه من تنهانمون


نگونه طاقت ندارم,با دلم قرارميزارم


تا ابد عاشقم,چشم انتظارم


نميتونم احساسمو با کسي قسمت بکنم


به تلخي نبودنت بايد که عادت بکنم


کي ميتونه براي من،مثل تومهربون باشه


گلايه هامو بشونه برام يه همزبون باشه.

+ نوشته شده در ساعت 21:25 توسط مجتبی |


به عشق توگرفتارم،دراين دنيا تورو دارم


توروتاجون به تن دارم،ديگه تنها نميزارم

 
من غصه گوي عشقم تو بهترين کلامي


قشنگترين خيالي که هرنفس باهامي


وقتي تويي کنارم آسمون آبي رنگ


ميام به ديدن تو دنيا باتو قشنگ


براي ديدن تودست ميگيرم فانوس راه


طلسم راه ميشکنم مگيزرم ازشب سياه


به گوش کوه و درودشت اسمتوفرياد ميزنم


تا هرجا هستي بشنوي که تنهاعاشقت منم


واسه دوباره ديدنت ميشم گل اقاقيا


تا زيرپاهات بميرم پرپربشم توجاده ها


براي ديدن توثانيه هارو ميشمارم


براي ديدن تومن ازيه دنيا دل ميبرم


براي ديدن تو هزار بارميميرم


براي ديدن تودوباره من جون مي گيرم.

+ نوشته شده در ساعت 21:24 توسط مجتبی |


دلم تنگ است دلـــــم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و

 بارانی ست نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانی ست.

 

+ نوشته شده در ساعت 21:22 توسط مجتبی |


دستات تو دسته منه ، ولی دلت نمی دونم کجاست

چشمات پی چشمه کیه که اینجوری سر به هواست؟

 

+ نوشته شده در ساعت 21:21 توسط مجتبی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

زندگی کتابی است

پر ماجرا هیچگاه آن رابه

خاطر یک ورقش دور مینداز


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته سوم آبان 1388

هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387



پیوندها

دیدی اونم رفت
عشق من(منا جون)
خاطرات من(خواهر گلم)
دیگه دیدنم محــــــــــــــاله
امید یعنی زندگی با بالهایش
(sMs)اس ام اس(sMs)
رهــــا نشــــــده
من مات و تنها
سایه عشق(رها جون)
آرامتر ازخواب درختان
تا بیکرانه ها(زهرا جون)
خاطرات دو دوست (نیوشا و کیمیا جون)
ما دیوانگان عاشق(محبوبه جون)
رقص بارون(رکسانا جونم)
خاطرات روزانه ی من
دردو دل
دل تنگ
عاشقان
سیاره کوچولو(زهرا جون)
استاد الیاس
عاشق(مهشید جون عزیز)
من در پناه پنجره ام


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin